تبليغاتX
wedding websites ღ کلبه ی خوشبختی ما... ღ
ღ کلبه ی خوشبختی ما... ღ
سایبانی از عشق و اعتماد بر بلندای عشق گسترانیده ایم....
ذاتا امروز روز مهم و خوبی بود برای من...

شاید بشه گفت روزی که خدا سرنوشتمو رقم زد... روزی که شاید من هنوز وجود نداشتم اما عشق و زندگیم توی اون روز به دنیا اومد و از همون روز اسمشو به اسم من ثبت کردن....

عزیز دلم..... تولدت مبارک......

 

میدونم امشب شب خوبی برات نبود... و اونطوری که از یه عشق یا همسر و یا حتی یه دوست انتظار میره نبودم... اما نمیتونستم که باشم...

خواهش میکنم اینو درک کن......

اگه حتی دست و دلم نرفت که هدیتو بهت بدم دلیلش همین بود... اینجوری به دلم نمیچسبه....... دوست دارم خیلی خاص باشه احساسم.... خیلی ناب باشه عشقم.....

 به خاطر امروزو خاطره ی بدی که ازش برات موند متاسفم.....

امیدوارم هیچ وقت دیگه اینطوری نشه...

 

 

این روزا بیشتر با کار و ناراحتی میگذره تا با خوشی و عشق.......

این پرده خریدن چه پروژه ای شده برای خودش!!!!!!!!!!! یه هفته بیشتره هر روز میریم دنبالش و آخرشم اون چیزی که تو ذهنمه نیافتیدم......

صبح ها ۹ میرم بیرون و تا میام ۱۰-۱۱ شبه واقعا نه وقتی برای نت اومدن میمونه و نه جونی.....

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط ·▪••ღ مهر بانو ღ●•▪·
Blog Skin