تبليغاتX
wedding websites ღ کلبه ی خوشبختی ما... ღ
ღ کلبه ی خوشبختی ما... ღ
سایبانی از عشق و اعتماد بر بلندای عشق گسترانیده ایم....
۳ سال گذشت....

از عمر روزای باهم بودنمون......

۳ سال پیش همچین روز و شبی آشنا شدیم و همو دیدیدم..... ۳ سال بعدش همچین شبی خونمونو تحویل گرفتیم....

وقتی حرفشو میزنی چیزی نیست اما از درون که نگاه میکنی ۳ سال از عمرمون رو باهم گذروندیم...

تو شادی و غم... خوشی و ناخوشی.....

شاد شدیم از باهم بودنمون.... گریه کردیم از دلخوری ها.... ترسیدیم که نکنه نشه باهم بمونیم.....

هر طوری بود اومدیم و رسیدیم به یه سالگرد دیگه.....

اگه بخوام حق  بگم..... به اینجا رسیدن رابطمون رو مدیون شازده کوچولوی مهربونم هستمم.....

خیلی صبوری کرد.... خیلی باهام راه اومد...

خیلی تحملم کرد...

و حالا من این جشن ۳ سالگی رو از زحمات اون دارم....

اینکه الان میتونم  جشن تولد ۳ سالگی یه رابطه رو بگیرم...

راطه ی ما تازه تازه داره پا مگیره و میتونه رو پاش وایسه....

خیلی مراقبت میخواد..... که تو این اوایل پا گرفتنش زمین نخوره و آسیب نبینه....

هر چی بیشتر رشد میکنه بیشتر بهش دل میبندیم و بیشتر دوسش داریم....

کاش بتونیم بزرگش کنیم ... صحیح و سالم.....

کاش یه روزی بعد ۳۰ سال بازم براش جشن بگیرم.... یه جشن پر شکوه....

امیدوارم بزرگش کنیم تا وقتی که زنده ایم و نفس داریم...

 

عشق من..... بابت لحظه به لحظه ی این ۳ سال ممنونتم...

ممنون عشق پاکت... ممنون از حضورت... ممنون از حمایتت... ممنون از اینکه برام ارزش قائلی....

خیلی اذیتت کردم.... خیلی باعث شدم این رابطه به انتها نزدیک بشه و تو نذاشتی..... اما اینجا... حالا... و در حضور همه میگم که یه دنیا ممنون که تنهام نذاشتی..... ممنون که عشقتو به من دادی..... ممنون که باهام موندی....

و اینکه...... اینکه....

به داشتنت افتخار میکنم عشق من.....از اینکه در کنار تو هستم به خودم میبالم.... و تا همیشه ... تا آخر عمرم    عاشقتم........smileys

 

راستی گلم.... سالگرد بعدیمون رو تو خونه ی عشقمون جشن میگیریم....

یه جشن دو نفره ی حسابی..... اگه خدا بخواد....smileys

 

 

smileys              smileys                 smileys         smileys    smileys

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط ·▪••ღ مهر بانو ღ●•▪·
Blog Skin