هم کاندیدا ها و هم طرفداراشون همه ی سعیشون رو کردن...
دیگه نتیجه بمونه که خدا چی بخواد و مردم چه نظری داشته باشن...
امروز داداشم برای ماشینش مهمونمون کرد ناهار... از اونجا هم من و شازده کوچولو رفتیم هایلند و از اونجا که نمیشه من برم تو این فروشگاه و دست خالی بیام بیرون...
یه عطری رو که قبل عید فقط تسترشو داشت و الان خودشو آورده بود خریدم...
بوی یاس داره تقریبا....
(Roberto Verino Aqua woman (۳۶۰۰۰

یه دونه هم ضد آفتاب اوریاژ (۱۶۰۰۰)
و یه شامپوی نیوآ که نمیدونم خوبه یا نه بار اوله میخرم...
شازده هم واسه خودش ژل و افتر شیو و ماسک و این جور چیزا خرید....
دیگه بعدشم رفتیم بسکین رابینز و بستنی خوردیم و بعدم اومدیم خونه...
الانم شازده خان من و ول کرد رفت فوتبال....
البته خدایی خودم دوست دارم بره ها... اما خوب دلمم تنگ میشه غر میزنم![]()
مگه انکه قول بهم بده اونجا هم منو یادش نره و همش به من فکر کنه......
تازشم منو از توپ فوتبالش بیشتر دوست داشته باشه....
خوب دیگه تا فردا.....
وعده ی ما فرداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ... همه جای ایران... پای صندوق های رای.....![]()

