تبليغاتX
wedding websites ღ کلبه ی خوشبختی ما... ღ
ღ کلبه ی خوشبختی ما... ღ
سایبانی از عشق و اعتماد بر بلندای عشق گسترانیده ایم....
خوب مثل همه ی وقتای دیگه... که من تا قبل از انجام کاری کلی براش استرس دارم و موقعش که میشه دیگه کلاااااا میرم رو دور بیخیالی امروزم از صبح کلا دیگه بی خیال شدم...

هم کاندیدا ها و هم طرفداراشون همه ی سعیشون رو کردن...

دیگه نتیجه بمونه که خدا چی بخواد و مردم چه نظری داشته باشن...

 

امروز داداشم برای ماشینش مهمونمون کرد ناهار... از اونجا هم من و شازده کوچولو رفتیم هایلند و از اونجا که نمیشه من برم تو این فروشگاه و دست خالی بیام بیرون...

یه عطری رو که قبل عید فقط تسترشو داشت و الان خودشو آورده بود خریدم...

بوی یاس داره تقریبا....

(Roberto Verino Aqua woman   (۳۶۰۰۰

یه دونه هم ضد آفتاب اوریاژ (۱۶۰۰۰)

و یه شامپوی نیوآ که نمیدونم خوبه یا نه بار اوله میخرم...

شازده هم واسه خودش ژل و افتر شیو و ماسک و این جور چیزا خرید....

دیگه بعدشم رفتیم بسکین رابینز و بستنی خوردیم و بعدم اومدیم خونه...

الانم شازده خان من و ول کرد رفت فوتبال....

البته خدایی خودم دوست دارم بره ها... اما خوب دلمم تنگ میشه غر میزنم

مگه انکه قول بهم بده اونجا هم منو یادش نره و همش به من فکر کنه......

تازشم منو از توپ فوتبالش بیشتر دوست داشته باشه....

خوب دیگه تا فردا.....

وعده ی ما فرداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ... همه جای ایران... پای صندوق های رای.....

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 توسط ·▪••ღ مهر بانو ღ●•▪·
Blog Skin